ويل دورانت در اين باره نوشته است:«ظن غالب بر آنست كه لباس در ابتدا براي زينت ايجاد شده و بيشتر براي آن بوده كه از ارتباط جنسي جلوگيري و يا آنرا تشديد كند و نه آنكه دافع سرما باشد.»
با گذشت زمان، مالكيت خصوصي و برده داري نيز باب شد و خريداري زن براي ازدواج باعث شد كه مفهوم لباس تغيير كند. بدين ترتيب لباس علاوه بر زينت نشانه متاهل بودن، متعهد بودن و وفاداري زن نسبت به شوهر قلمداد شد. اما با وجود آنكه عده اي معتقدند لباس نه براي پوشاندن برهنگي بلكه براي زيبايي استفاده مي شده است؛ برخي اعتقاد دارند پيدايش لباس منبعث از اخلاق، دين، هنر و صنعت مي باشد و علاوه بر آن بر اين باورند كه جنس، رنگ و شكل لباس، نوع نگرش و ميزان پيشرفت هر تمدن را به نمايش مي گذارد.
كوروش به چهل و هشت قومي كه تحت سلطنت امپراطوريش بودند در انجام آداب و سنن ملي و مذهبي و چگونگي پوشش خود آزادي كامل داده بود اما براي ترغيب مردم به پوشيدن لباس مادي، از خانواده اش خواست تا لباس مادي بپوشند و به كساني كه جامه مادي مي پوشيدند امتيازاتي قائل شد. در آنزمان رنگ ارغواني مختص پادشاه بود و رنگهاي لاجوردي، سفيد، سبز زيتوني، فيروزه اي، نارنجي و قهوه اي نيز علاقمندان بسياري داشت.
در فرشي كه از پازيريك سيبري بدست آمده و مربوط به عصر هخامنشي زنان به تصوير درآمده، لباس پرچين و كفشهاي مردان ماد و پارس را پوشيده اند و چادر كوتاه و نازك نيمگرد بر سر دارند. با اين اوصاف بانوان دربار هخامنشي هنگام تردد در خارج از كاخ و خانه هاي خود بر تخت روانهايي كه با پرده پوشيده مي شد، مي نشستند.
اسكندر كه خود را خدازاده مي پنداشت، براي تغيير د رجهان بيني و انديشه ايرانيان، تمامي رهبران زرتشتي، شهرياران و شخصيتهاي فرهنگي را كشت و به ترويج گسترده فرهنگ يونانيان پرداخت و ايرانيان را مجبور كرد تا لباس يوناني بپوشند.
در زمان سلوكيان خط، كتابت، گذاشتن اسامي و پوشيدن لباسهايي كه يادآور تمدن هخامنشي بود ممنوع شد و بدين ترتيب سلوكيان نيز همچون مقدونيان براي استمرار موجوديت خود به تهي كردن هويت تاريخي و تخريب فرهنگ و شخصيت ايرانيان پرداختند.
پس از آنكه اشكانيان به اوج تمدن رسيدند به علت خوشگذراني هاي سلاطين، قوا و قدرتشان رو به انحطاط رفت. در آن زمان مردان همچون زنان به رنگ آميزي صورت و چهره خود مي پرداختند. زنان دربار به استفاده از لباسهاي پرچين دوره پارسي و هخامنشي رغبتي نداشتند و مد روز در آن دوران متمايل به لباس يونانيان بود. با اين وجود آنان براي زيبايي بيشتر بر سرشان چادر مي انداختند
در مجسمه اي كه هم اكنون در موزه بغداد از شهر هاترا به نمايش گذاشته شده، پرنسس و اشفاري دختر سناتروك (اشك دهم) بر سكويي نشسته است و دامن پرچين پيراهن آستين دار اين ملكه از زير چادري كه بر سر دارد از قسمت جلو پيداست.
مورخان براساس آثار به جاي مانده از آن عصر مي گويند: زنان اشكاني كه به رنگهاي روشن علاقمند بودند چادرهايي به رنگهاي ارغواني و سفيد مي پوشيدند.
عمده تفاوت لباس ساسانيان با هخامنشيان در جنس ،رنگ و طرح پارچه ها بود. زنان اشراف و دربار ساساني همچون اعصار گذشته در پرده و حجاب زندگي مي كردند و زنان فرودست كه در مسائل اقتصادي نقش داشتند پيش از سلطنت خسرو پرويز ملزم به رعايت حجاب نبودند.
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 1:13  توسط سید حمید موسوی شبستری
|
درباره وبلاگ
با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد و با درود بر همه حق جویان و طالبین جامعه سالم و اسلامی . وبلاگ ویژه حجاب برتر . توسط ستاد مردمی پیگیری فرهنگ اسلامی حجاب و به منظور ترویج فرهنگ اسلامی حجاب و تقبیح بدحجابی ایجاد شده است و بدنبال ایجاد فضایی است که کلیه حق جویان بتوانند جواب پرسشها و نیازهای اطلاعاتی در مورد حجاب اسلامی را به راحتی بدست آورند . برای رسیدن به اهدافمان نیازمند همکاری - همیاری و کمک همه عزیزان داریم فلذا استدعا داریم با ارسال پیشنهادات - انتقادات - راهنماییها - سوالات - طرح ها ومقالات خود در این امر الهی شریک شوید . ستاد مردمی پیگیری فرهنگ اسلامی حجاب توسط تعدادی از مومنین و معتمدین مسجد حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام (واقع در شهرری - خیابان 24 متری - خیابان شهید شیر محمدی - خیابان شهیدان اسماعیلی ) در سال 1385 تشکیل کردید .