بانوان محجبه معادلات غرب درباره محدوديت زنان ايراني در ورزش را برهم زدند

بسيج جامعه زنان با انتشار بيانيه‌اي از بانوان ورزشكاري كه با حجاب و متانت و وقار در ميدان‌هاي بين‌المللي ورزشي حاضر شدند، تقدير كرد.

اين بيانيه با بياناتي از مقام معظم رهبري آغاز شده است كه فرمودند:

«همه بايد قلباً، قدردان زنان ورزشكاري باشند كه با حجاب و متانت و وقار در ميدان‌هاي بين‌المللي ورزشي حاضر مي‌شوند.»

در ادامه بيانيه آمده است: بار ديگر بانوان محجبه ايراني با حضور پر صلابت خود در ميادين ورزشي مدال افتخاري براي ملت ايران و انقلاب اسلامي كه توانسته است در دامن خود دختراني با چنين عزت و شكوه انساني پرورش دهد به ارمغان آوردند.

بانوان ايران اسلامي كه با حجابتان در بازي‌هاي آسيايي اينچئون كره‌جنوبي شگفتي آفريده‌ايد، امروز حضور افتخار‌آميز و شجاعانه شما در عرصه بين‌المللي به همگان ثابت كرد كه :

برخلاف تبليغات گسترده شيطان بزرگ و همدستانش نه تنها زن ايراني در حصر حجاب نيست بلكه حجاب چنان مصونيتي براي وي آورده است كه در هرجاي عالم مي‌تواند حضور داشته باشد.

شما توانستيد تمامي معادلات غرب مبني بر محدوديت زنان ايراني در امر ورزش را برهم زنيد و به جهانيان ثابت كنيد كه مي‌توان زن بود و با توانايي علمي، ورزشي، هنري، فكري و عقيدتي خود در عالم تأثير داشت.

 شما عزيزان با حجاب زيباي خود كه سرمايه ملي مذهبي ماست، شكوه و عزت زن مسلمان را به عالم نشان داديد و مايه اميد و دلگرمي همه زنان عفيف در سراسر گيتي به ويژه زنان مسلمان شديد.

ما زنان ايران اسلامي ضمن قدرداني از تلاش شما بر خود لازم مي‌دانيم عفتتان را ارج و عصمتتان را ارزش نهيم و به پاس نجابتتان بر خود بباليم و در برابر دشمنان تمام قد بايستيم و فرياد بزنيم حجاب براي زنان ايران زمين محدوديت نيست بلكه مصونيت است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مهر 1393ساعت 21:17  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

عفت هرکس به اندازه غیرت اوست

سخنرانی حضرت آیت الله جوادی آملی در رابطه با غیرت، عفت و حجاب و روابط آنها باهم

 عفت از جمله کمالات نفسانی است که با غیرت همراه بوده و غیرت نیز با دارا بودن شریف ترین اوصاف نفسانی مقدمه ای در امر عفاف است.

 عفت هر کسی به اندازه ی غیرت اوست و عفاف خصلتی است که تنها مختص به زنان نیست بلکه مردان را نیز در بر می گیرد.

 ایشان عفیف بودن در قرآن را از اوصاف اولیای الهی بر شمردند .

 در حدیثی از مولای متقیان علی(ع)  عفت هر کسی  به اندازه ی غیرت او بیان شده است.

این عالم گرانقدر غیرت را غیرشناسی، غیرزدایی، غیرروبی و غیرپراکنی دانستند و گفتند: کسی که وارد حریم غیر شود و یا اجازه دهد غیر وارد حریم او شود اهل غیرت و عفاف نیست.

عفاف خصلتی است که تنها مختص به زنان نیست بلکه مردان را نیز در بر می گیرد.

 در قرآن مردم به عفاف دعوت شده اند و حق تعالی فرموده اگر تنگدستی لباس مناسب بپوش و فقر خود را علنی نکن، چرا که قرآن این عفت را که همان آبروداری و قناعت است می ستاید.

 عفت در قرآن، به فقرا، اغنیا، اوصیا و سرپرستان توصیه شده است و به دنبال آن به حفظ حجاب تأکید شده است.

 مسأله ی حجاب در اسلام مسأله ای عفیفانه است نه عنیفانه و زن بسیار آسیب پذیر بوده و نباید با اجبار از وی حجاب خواست بلکه باید سطح آموزش را تعالی بخشید.

 زنان گل هایی لطیف هستند که با درختان مقاوم متفاوتند بنابراین نیاز به آبیاری و مراقبت دارند و نباید با فشار و اجبار از آنها چیزی خواست بلکه باید از راه آموزش وارد شد تا شاهد رشد و تعالی آنها باشیم.

دربه خطبه ی امیرمتقیان امیرالمومنین علی(ع) مردان و زنان پرهیرگار را انسان هایی قانع عنوان کردند .

پرهیزگاران کم حاجت و دور از زینت پروری هستند که این حجاب عفیفانه ی آنها اگر در اقتصاد نیز مورد توجه قرار گیرد دیگر سازمان ها هم عفیفانه خواهند شد.

 استقلال کشور را بر دو عنصر محوری «تلاش در توحید» و «قناعت در مصرف» که همان عفاف است

اگر می خواهید با شرف زندگی کنید، قانع باشید و اگر کشوری به این سمت حرکت کند عفیف و خودکفا خواهد شد.

 زنان عفیف آموزش دیده در یک جامعه ی اسلامی باید به حدی باشند که دیگر زنان و دختران در مشکلات خود به آنها مراجعه کنند و این نیاز برای جامعه همانند نیاز به وجود بیمارستان ها و مراکز آموزشی مخصوص زنان، مورد اهمیت است و باید این علوم برای همه ی نسل ها حفظ شود.

 حضرت زهرا(س) فرمودند “زینت زن این است که مرد او را نبیند و او هم مرد را نبیند” 

حجابی مناسب است که با عفاف نزدیکی داشته باشد، تصریح کرد: حجاب یعنی نه درون بیرون را ببیند و نه بیرون نظاره گر درون باشد چرا که حجاب یک طرفه، حجاب بی عفاف است.

 جوانان باید به غیرت و عفاف در عصر حاضر توجه ویژه داشته باشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393ساعت 11:49  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

 

شب عروج معنوی

 

۱۲ توصیه برای استفاده بهتر از لیالی قدر

لیالی قدر,خامنه ای

حجاب برتر از همه عزیزان التماس دعا برای سلامتی و توفیقات هرچه بیشتر مقام معظم رهبری دارد.

 

شرح توضیح توصیه های مقام معظم رهبری را در ادامه مطالب بخوانید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت 17:55  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

قهرمان پرتاب وزنه زنان جهان، شیعه شد

حجاب,فاطمه,درب,در,نیمه سوخته,زهرا,حضرت زهرا,دانلود پوستر,دشمن,تصویر با کیفیت,چادر,چادر خاکی

 خانم تاتسیانا، قهرمان پرتاب وزنه بزرگ سالان جهان، با حضور امام جمعه و استاندار بوشهر به دین مبین اسلام و مذهب شیعه مشرف شد و نام لیلا را انتخاب کرد.

 لیلا تاتسیانا اهل کشور بلاروس است. همسر او آقای پیمان رجبی قهرمان دو و میدانی آسیا از بوشهر می باشد.

امام جمعه بوشهر در این مراسم گفت: این ورزشکار زن مسیحی با عشق به اسلام و ارزش های متعالی آن و علاقه به پوشش اسلامی به دین اسلام مشرف شد.

حجة الاسلام والمسلمین اسدالله ایمانی افزود:

راز آشنایی وی با اسلام علاقه به پوشش و حجاب بوده است.

لیلا تاتسیانا با بیان این که از تشرف به اسلام خوشحال است، گفت:

 من از زمانی که با دین اسلام از طریق مطالعه و تحقیق آشنا شدم، منتظر چنین روزی بودم که تشهد بخوانم.

 از راهنمایی های همسرم تشکر می کنم و امیدوارم با اخلاق و رفتار اسلامی دیگر اعضای خانواده ام را به اسلام علاقه مند کنم.

در این مراسم، یک واحد مسکونی از طرف علی افراشته، استاندار بوشهر و هدایای دیگری از طرف امام جمعه بوشهر به ایشان اهدا شد.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم خرداد 1393ساعت 17:29  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

 

سوغات راهیان نور

(پر از شميم مطهر و معطر بهشت )

اجتماع عظیم و پر شور زائران کاروانهای راهیان نور

 "چند سال قبل اتوبوسي از دانشجويان دختر يکي از دانشگاه‌هاي بزرگ کشور آمده بودند جنوب. چشم‌تان روز بد نبيند... آن‌قدر سانتال مانتال و عجيب و غريب بودند که هيچ کدام از راويان، تحمل نيم ساعت نشستن در آن اتوبوس را نداشتند. وضع ظاهرشان فوق‌العاده خراب بود. آرايش آن‌چناني، مانتوي تنگ و روسري هم که ديگر روسري نبود، شال گردن شده بود.

اخلاق‌شان را هم که نپرس... حتي اجازه يک کلمه حرف زدن به راوي را نمي‌دادند، فقط مي‌خنديدند و مسخره مي‌کردند و آوازهاي آن‌چناني بود که...

از هر دري خواستم وارد شوم، نشد که نشد؛ يعني نگذاشتند که بشود... ديدم فايده‌اي ندارد! گوش اين جماعت اناث، بدهکار خاطره و روايت نيست که نيست!

بايد از راه ديگري وارد مي‌شدم... ناگهان فکري به ذهنم رسيد... اما... سخت بود و فقط از شهدا بر‌مي‌آمد... سپردم به خودشان و شروع کردم.

گفتم: بياييد با هم شرط ببنديم!

خنديدند و گفتند: اِاِاِ ... حاج آقا و شرط!!! شما هم آره حاج آقا؟؟؟

گفتم: آره!!!

گفتند: حالا چه شرطي؟

گفتم: من شما را به يکي از مناطق جنگي مي‌برم و معجزه‌اي نشان‌تان مي‌دهم، اگر به معجزه بودنش اطمينان پيدا کرديد، قول بدهيد راه‌تان را تغيير دهيد و به دستورات اسلام عمل کنيد.

گفتند: اگر نتوانستي معجزه کني، چه؟

گفتم: هرچه شما بگوييد.

گفتند: با همين چفيه‌اي که به گردنت انداخته‌اي، ميايي وسط اتوبوس و شروع مي‌کني به رقصيدن!!!

اول انگار دچار برق‌گرفتگي شده باشم، شوکه شدم، اما چند لحظه بعد ياد اعتقادم به شهدا افتادم و دوباره کار را به آن‌ها سپردم و قبول کردم.

دوباره همه‌شون زدند زير خنده که چه شود!!! حاج آقا با چفيه بياد وسط اين همه دختر و...

در طول مسير هم از جلف‌بازي‌هاي اين جماعت حرص مي‌خوردم و هم نگران بودم که نکند شهدا حرفم را زمين بيندازند؟ نکند مجبور شوم...! دائم در ذکر و توسل بودم و از شهدا کمک مي‌خواستم...

مي‌دانستم در اثر يک حادثه، يادمان شهداي طلائيه سوخته و قبرهاي آن‌ها بي‌حفاظ است... از طرفي مي‌دانستم آن‌ها اگر بخواهند، قيامت هم برپا مي‌کنند، چه رسد به معجزه!!!

به طلائيه که رسيديم، همه‌شان را جمع کردم و راه افتاديم ... اما آن‌ها که دست‌بردار نبودند! حتي يک لحظه هم از شوخي‌هاي جلف و سبک و خواندن اشعار مبتذل و خنده‌هاي بلند دست برنمي‌داشتند و دائم هم مرا مسخره مي‌کردند.

کنار قبور مطهر شهداي طلائيه که رسيديم، يک نفر از بين جمعيت گفت: پس کو اين معجزه حاج آقا ما که اين‌جا جز خاک و چند تا سنگ قبرچيز ديگه‌اي نمي‌بينيم؟ به دنبال حرف او بقيه هم شروع کردند: حاج آقا بايد برقصه...

براي آخرين بار دل سپردم. يا اباالفضل گفتم و از يکي از بچه‌ها خواستم يک ليوان آب بدهد

آب را روي قبور مطهر پاشيدم و تمام فضاي طلائيه پر از شميم مطهر و معطر بهشت شد... عطري که هيچ جاي دنيا مثل آن پيدا نمي‌شود! همه اون دختراي بي‌حجاب و قرتي، مست شده بودند از شميم عطري که طلائيه را پر کرده بود. طلائيه آن روز بوي بهشت مي‌داد...

همه‌شان روي خاک افتادند و غرق اشک شدند! سر روي قبرها گذاشته بودند و مثل مادرهاي فرزند از دست داده ضجه مي‌زدند ...

شهدا خودي نشان داده بودند و دست همه‌شان را گرفته بودند. چشم‌ها‌شان رنگ خون گرفته بود و صداي محزون‌شان به سختي شنيده مي‌شد. هرچه کردم نتوانستم آن‌ها را از روي قبرها بلند کنم. قصد کرده بودند آن‌جا بمانند. بالاخره با کلي اصرار و التماس آن‌ها را از بهشتي‌ترين خاک دنيا بلند کردم ...

به اتوبوس که رسيديم، خواستم بگويم: من به قولم عمل کردم، حالا نوبت شماست،

...که ديدم روسري‌ها کاملا سر را پوشانده‌اند و چفيه‌ها روي گردن‌شان خودنمايي مي‌کند.

هنوز بي‌قرار بودند... چند دقيقه‌اي گذشت... همه دور هم جمع شده بودند و مشورت مي‌کردند...

پرسيدم: به کجا رسيديد؟ چيزي نگفتند.

سال بعد که براي رفتن به اردو با من تماس گرفتند، فهميدم دانشگاه را رها کرده‌اند و به جامعه‌الزهراي قم رفته‌اند ...

آري آنان سر قول‌شان به شهدا مانده

بودند با حجاب کامل ...

نقل از وبلاگ محجبه ها فرشته اند  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم فروردین 1393ساعت 12:31  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 
خانم‌هایی که واگن مترو را با خانه اشتباه می‌گیرند
 
به نظر می رسد که فرهنگ بی‌حجابی کم‌کم جای خود را در میان مردم باز می کند و از کوچه و خیابان ها به مترو کشیده می شود.

اگر چه مترو یک وسیله نقلیه با صرفه برای مردم است به طوری که روزانه هزاران نفر از مترو برای رفت و آمد استفاده می‌کنند و با توجه به ازدحام جمعیت و شلوغی در ایستگاه‌های مترو واگن‌هایی برای بانوان در نظر گرفته شده است تا بانوان در آن احساس آسایش کنند؛ اما فرهنگ استفاده از این واگن نیز دچار اشکال شده است.

اخیراً با توجه به اینکه کم کم هوا رو به گرم شدن می رود، دیده می شود که برخی از بانوان با نادیده گرفتن این مسأله که مترو یک فضای عمومی است، اقدام به کشف حجاب می کنند.

این افراد با نادیده گرفتن این موضوع که واگن بانوان مکانی برای عدم اختلاط زن و مرد است، این مکان را به یک مکان خصوصی برای خود تبدیل کرده اند و با برداشتن روسری و مانتو، به راحتی خود را در معرض دید عموم قرار می دهند.

اگرچه مشکلات مترو بسیار گسترده شده است؛ اما موضوع رواج کشف حجاب در مترو شاید مهمترین معضل فرهنگی در این وسیله نقلیه عمومی باشد.

بهتر است مسئولین با چاره اندیشی برای این معضل فرهنگی جلوی پیشرفت این موضوع را بگیرند؛ چرا که با افزایش گرمای هوا و همچنین عدم تذکر جدی، این افراد فرصت طلب می توانند موجبات انحراف سایرین را نیز فراهم کنند.
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم فروردین 1393ساعت 17:39  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

آیه ای از قرآن بر سر دانشگاه هاروارد آمریکا  

 

مسئولان دانشکده هاروارد آمریکا به تازگی آیه ای از قرآن کریم را بر سردر ورودی اصلی دانشکده حقوق این دانشگاه قرار داده اند.

 این آیه از قرآن کریم که آیه ۱۳۵ سوره نساء است در روی دیواری که مختص به درج مهمترین عبارات و نوشته ها درباره عدالت است، قرار داده شده است.

  O YE WHO BELIEVE

STAND OUT FIRMLY FOR JUSTICE,

AS WITNESSES TO ALLAH ,

EVEN AS AGAINST YOURSELVES ,

OR YOUR PARENTS ,

OR YOUR KIN , AND WHETHER IT BE

AGAINST)  RICH OR POOR)

 FOR ALLAH CAN BEST PROTECT BOTH

 

 متن این آیه به رعایت عدالت در همه احوالات و نظارت الهی بر اعمال انسانها اشاره دارد:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّـهِ وَلَوْ عَلَىٰ أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ ۚ إِن یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیرًا فَاللَّـهُ أَوْلَىٰ بِهِمَا ۖ فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَىٰ أَن تَعْدِلُوا ۚ وَإِن تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّـهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا 

 که البته ترجمه انگلیسی آن بر سردر ورودی اصلی دانشکده حقوق هاروارد نقش بسته است.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 14:7  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

 

هشدار امام خمینی (ره) به بانوان!

بنا به تاکید دستورات دینی، بی تردید نخستین نقش بانوان تربیت فرزندانی صالح و در راستای آموزه های اسلامی می باشد، ولی متاسفانه با تبلیغات گسترده ی رسانه های خارجی این امر در حال فراموش شدن می باشد و بی تردید از این رو بوده است که رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی (ره) همواره به این امر توجهی ویژه داشتند و شاید ذکر گوشه ای از آن افشاگر اثرات منفی ارجحیت شغل اقتصادی مادران بر تربیت فرزندان باشد، ایشان می فرمایند:

شغل مادری که مع الاسف اجانب این شغل را پیش ما مبتذل کردند و مادرهای بچه های ما را از بچه ها جدا کردند (نه همه، مقداری را) این شغل بزرگ را مبتذل کردند که از دامن این مادر، بچه، بچه صحیح بیرون نیاید و بعد که به دبستان می رود و بعد که تحت حمایت پدر می آید پدر را هم یک کاری بکنند که توجهش به بچه نباشد، تربیت نکند، بعد هم در دبستان، بعد هم در دبیرستان، بعد در همه جای دیگر، در بالاتر از آن.

این ها می خواهند که انسان در این کشورها نباشد. اگر انسان در این کشورها باشد، دست آن ها کوتاه خواهد شد. می خواهند مسلمان صحیح مؤمن، مؤمن به الله، آن که شهادت را فوز می داند، در این مملکت نباشد.

مع الاسف در آن حکومت طاغوتی این شغل را می خواستند از این مادرها بگیرند، تبلیغ کردند به اینکه زن چرا بچه داری بکند. این شغل شریف را منحطش کردند در نظر مادرها، برای اینکه می خواستند که مادرها از بچه ها جدا بشوند، بچه ها را ببرند در پرورشگاه ها بزرگ کنند، مادرها هم بروند یک کارهایی که آن ها دلشان می خواهد بکنند،

بچه در پرورشدگاه وقتی که بزرگ بشود، یک بچه ای که در دامن مادر بزرگ بشود نیست، عقده پیدا می کند، وقتی بچه در پرورشگاه و بدون مادر با اجنبی بخواهد سر و کار داشته باشد و محبت مادر از سر او کم بشود، این بچه عقده پیدا می کند. مبداً یک عقده بزرگ این جدا کردن بچه از مادر است. محبت مادری لازم دارد بچه.

 بنابراین، این شغل که شغل انبیاء است و انبیاء هم آمدند برای اینکه انسان درست کنند، این شغل اول شما هست در اول تربیت بچه.

مادران شما مسؤول هستید، مسؤولیت بزرگ است. یک انسان درست ممکن است یک عالم را تربیت کند، یک انسان غیرسالم و یک انسان فاسد عالم را به فساد می کشد. فساد و صلاح از دامن های شما و از تربیت های شما شروع می شود.

برای خانم ها یک مطلب (از همه چیز) بالاتر است و آن مطلب، تربیت اولاد است. 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1392ساعت 0:17  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

یه دختر آمریکایی تازه مسلمون شده، وقتی در مورد خطری که (به خاطر حجابش)  تهدیدش می کنه سؤال کرد؛

بهش گفتند می تونی تقیه کنی و به خاطر حفظ جون و امنیّتت حجابت رو کم کنی. هیچ اشکالی هم نداره.

گفت اگه به خاطر حجابم جونمو از دست بدم شهید حساب میشم؟

گفتن: آره

گفت پس حجابمو بر نمی دارم.

                                   کیفشو برداشت و با لبخندی وارد شهر شد.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1392ساعت 8:51  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

از دختر جوون و چادری پرسیدند:

از چه نوع آرایشی استفاده می کنی؟

گفت:

برای لبانم راستگویی

برای صدایم ذکر الله

برای چشمانم چشم پوشی از حرام

برای دستان کمک و یاری به مستمندان

برای پاهایم ایستادن برای نماز

برای قامتم سجده برای خدا

برای قلبم حب الله

برای عقلم دانایی

برای خودمم ایمان به وجود الله

به امید روزی که همه مون بنده ی واقعی بشیم برای مهربونترینمون

اللهم عجل لولیک الفرج

نقل از غنچه های چادر

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1392ساعت 8:39  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

شیرین‌ترین نماز یک‌دختر به‌روایت‌آقای قرائتی

 bd191412de8263515d6c216729b7ec13-425.jpg

حاج آقا قرائتی تعریف می ‏كرد: در ستاد نماز گفتیم، آقازاده‌ها، دخترخانم‌ها، شیرین‌ترین نمازی که خواندید، برای ما بنویسید. یک دختر یازده ساله یک نامه نوشت، همه ما بُهتمان زد، دختر یازده ساله، ما ریش‌سفیدها را به تواضع و کرنش واداشت.

نوشت که ستاد اقامه نماز! شیرین‌ترین نمازی که خواندم این است كه: در اتوبوس داشتم می‌رفتم یک مرتبه دیدم خورشید دارد غروب می‌کند. یادم آمد نماز نخواندم، به بابایم گفتم: نماز نخواندم، گفت: خوب باید بخوانی، اما حالا که اینجا توی جاده است و بیابان، گفت: برویم به راننده بگوییم نگه‌دار. پدر گفت: راننده كه بخاطر یک دختر بچه نگه نمی‌دارد، گفتم: التماسش می‌کنیم. گفت: نگه نمی‌دارد. گفتم: تو به او بگو. گفت: گفتم كه نگه نمی‌دارد، بنشین. حالا بعداً قضا می‌کنی. دختر دید خورشید غروب نکرده است و گفت بابا خواهش می‌کنم، پدر عصبانی شد، اما دختر گفت: پدر، امروز اجازه بده من تصمیم بگیرم. می‌گفت ساکی داشتیم، زیپ ساک را باز کرد، یک شیشه آب درآورد. زیرِ صندلی اتوبوس هم یک سطل بود، آن سطل را هم آورد بیرون. دستِ کوچولو، شیشه کوچولو، سطل کوچولو. شروع کرد وسط اتوبوس وضو گرفت.

قرآن یک آیه دارد می‌گوید: کسانی که برای خدا حرکت کنند مهرش را در دلها می‌گذاریم به شرطی که اخلاص داشته باشد، نخواسته باشد خودنمایی کند، شیرین‌کاری کند، واقعا دلش برای نماز بسوزد، پُز نمی‌خواهد بدهد. «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا» مریم/۹۶ یعنی کسی که ایمان دارد، «وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» کارهایش هم صالح است، کسی که ایمان دارد، کارش هم شایسته است، «سَیَجْعَلُ لَهُمْ الرَّحْمَانُ وُدًّا»، «وُدّ» یعنی مودت، مودتش را در دلها می‌گذاریم.

لازم نیست امام فقط امام خمینی باشد.

منِ، بچه یازده ساله هم می‌توانم در فضای خودم امام باشم.

شاگرد شوفر نگاه کرد و دید كه دختربچه وسط اتوبوس نشسته و دارد وضو می‌گیرد، پرسید: دختر چه می‌کنی؟ گفت: آقا من وضو می‌گیرم، ولی سعی می‌کنم آب به كف اتوبوس نچکد. بعدش هم می‌خواهم روی صندلی، نشسته نماز بخوانم. شاگرد شوفر یک كمی نگاهش کرد و چیزی به او نگفت. به راننده گفت: عباس آقا، ببین این دختر بچه دارد وضو می‌گیرد.

راننده هم همین‌طور که جاده را می‌دید، در آینه هم دختر را می‌دید. مدام جاده را می‌دید، آینه را می‌دید، جاده را می‌دید، آینه را می‌دید. مهر دختر در دل راننده هم نشست. راننده گفت: دختر عزیزم، می‌خواهی نماز بخوانی؟ صبر كن، من می‌ایستم. ماشین را کشید کنار جاده و گفت: نمازت را بخوان دخترم، آفرین.

چه شوفرهای خوبی داریم، البته شوفر بد هم داریم که هرچه می‌گویی: وایسا، گوش نمی‏ دهد. او برای یک سیخ کباب می‌ایستد، اما برای نماز جامعه نمی‌ایستد. در هر قشری همه رقم آدمی هست.

دختر می‌گفت: وقتی اتوبوس ایستاد، من پیاده شدم و شروع کردم به نماز خواندن. یک مرتبه اتوبوسی‌ها نگاهش کردند. یكی گفت: من هم نخواندم، دیگری گفت: من هم نخواندم. شخص دیگری هم گفت: ببینید چه دختر باهمتی است، چه غیرتی، چه همتی، چه اراده‌ای، چه صلابتی، آفرین، همین دختر روز قیامت، حجت است. خواهند گفت: این دختر اراده کرد، ماشین ایستاد. یکی یکی آنهایی هم که نماز نخوانده بودند، ایستادند به نماز. دختر می‏ گفت: یک مرتبه دیدم پشت سرم یک عده دارند نماز می‌خوانند. می‏ گفت: شیرین‌ترین نماز من این بود که دیدم، لازم نیست امام فقط امام خمینی باشد. منِ، بچه یازده ساله هم می‌توانم در فضای خودم امام باشم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 7:35  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 
 

با حجاب شدم ، تا به خدا برسم

 

persian chat rooms

ماشا اليلیکینا» نام مشهوری در روسیه و مناطق روسی‌زبان است. او حدود 2 سال پيش به عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زيبا مطرح بود و شهرت و محبوبيتش با اوج گرفتن "گروه رقص و موسیقی فابریک" در روسيه، به بالاترین حد رسید.

ا ما ماشا همانقدر که بسرعت در آسمان شهرت و محبوبیت طلوع كرد خيلي زود نیز از صحنه ناپدید شد. اين امر نه به دليل افول ستاره‌ي بخت وی بود و نه به علت از دست دادن "زیبایی چهره" یا "سحر صدا" ؛ بلکه به این دلیل بود که:

 «ماشا مسلمان شد و لباس عفت و ایمان را بر

درخشش‌های کاذب دنیوی ترجیح داد».


تفاوت بزرگ او با بسياري از هنرمندان و خوانندگان ديگري كه اسلام و حجاب را برگزيده‌اند در اين است كه وي در اوج شهرت، زيبايي و طراوت، و در زماني كه تازه پيشنهادهاي اغواكننده به سويش رهسپار شده بود حجاب و عفاف را انتخاب كرد.

ماشا اليليكينا، ستاره سابق سينما، رقص و موسيقي، اينك حجابي اسلامي در بر دارد و به تدريس در مدارس مشغول است. وي مي‌گويد از جلوه‌هاي كاذب سابق متنفر است و اكنون احساس خوشبختي مي‌كند.

خواندن اين مطلب را به همه خوانندگان توصيه‌ مي‌كنيم مخصوصاً به دختران مسلماني كه گاه با وسوسه‌هاي مختلف و تحت تأثير زرق و برق‌هاي ظاهري تمدن غرب، قدر گوهر وجود خود و نيز قيمت ارزش‏هايي نظير حجاب را نمي‌دانند.

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1392ساعت 21:3  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 
 
حضور مقتدر و عزت آفرین زن مسلمان ایرانی در جهان
 

   

دیدار بانوی کرمانشاهی قهرمان ووشوی جهان

 
 
(۱۳۹۲/۰۸/۲۰ - ۱۲:۵۰)
رهبر انقلاب: حضور مقتدر و عزت آفرین زن مسلمان ایرانی را به جهان نشان دادید 
خانم مریم هاشمی قهرمان کرمانشاهی ووشوی جهان در مسابقات مالزی، پیش از ظهر امروز (دوشنبه) با حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار و مدال طلای خود را به ایشان تقدیم کرد.
 
حضرت آیت الله خامنه‌ای خطاب به بانوی ووشوکار کشورمان گفتند:
 
شما با نمایش شخصیت و هویت زن مسلمان ایرانی نشان دادید که در میادین ورزشی نیز یک زن مسلمان می‌تواند با حفظ حجاب و حدود دینی، حضوری مقتدر و عزت آفرین داشته باشد.
رهبر انقلاب، دفاع علنی این بانوی ورزشکار از جمهوری اسلامی را امتیاز دیگری برای وی برشمردند و افزودند:
 
یکی از برنامه‌های ثابت جنگ روانی دشمنان علیه جمهوری اسلامی، القای این ادعای نادرست است که نخبگان عرصه‌های مختلف با نظام اسلامی میانه‌ای ندارند که شما با اقدام خود، وابستگی به نظام اسلامی را از یک سکوی جهانی اعلام کردید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392ساعت 23:36  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

 

روزه روز عاشورا حرام است؟!

دختر خوب

عموم رو خيلي دوست داشتم

جانبازبود آره قطع نخاع بود

چندين سال بود كه رو تخت خوابيده بود

يك دستش كه از آرنج قطع شده  بود فقط  يك كمي حركت داشت

بعضي وقتها حالش خيلي بد ميشد طوري كه همه مون ميترسيديم و دست به دعا ميشديم

 اما اون روز ...

عموم حالش خيلي بد شد

من خيلي ترسيدم

كه نكنه طوري بشه  ‏

اما انگار... انگار نفس هاي آخرش بود

من رفتم پهلوي تختش نشستم

چشمهايم پر از اشك شد

با همون حالش به من گفت:

 عموجان! دختر خوب بايد حجابش رو حفظ کنه.

و به سختي با همون دست نصفه اش روسری ام را مرتب کرد

اما ... واي

يكدفعه دستش افتاد  و ديگه نفسي نكشيد.

و دنيا رو سرم خراب شد و بغضم تركيد

... وحالا هر وقت كه تاسوعا ميشه

و همه حا از حضرت عباس ميگن

من بيشتر ميسوزم

آخه عموي من هم جانباز بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392ساعت 17:23  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

وقتي روحم تلخي جدايي از چادر را چشيد

از بچگي ، خانوادگي چادري بوديم و هستيم خدارو شکر. اما من يه دوره ي زماني تحت تاثير يه سري تبليغات و افکار غلط دوست داشتم بي چادر بشم ببينم فقط چه مزه اي داره همين!

هي چونه مي زدم با استاد و ايشان فقط گوش مي کردند و هيچ نمي گفتند! شايد مي خواستند خودم برسم به اصل مطلب.

فقط يک بار گفتند: اگر از حجاب خود کم کنيد ترس است که برکت از زندگي و زحمات شما برود.

هيچ کس نبود که بهم بگه برو بي چادر شو ولي اينقدر سعي نکن دين رو تابع علاقه ها و بهانه ها و رأي خودت کني.

هزار دليل براي خودم مي تراشيدم و از هرچيزي اين نتيجه رو مي گرفتم که چادر رو کنار بزارم حتي کتاب حجاب شهيد مطهري رو خوندم و از همان هم يک دليل براي خودم تراشيدم،

گفتم بيا!..کجا چادر اصل است؟! مهم پوشيدن و عفاف است.

به روي خودم هم نمي آوردم که شهيد مطهري اين کتاب رو در مورد اصل حجاب نوشته و قياس من درست نيست.

اصلا نمي خوام اون بهانه ها رو بنويسم و دوباره به دست کسي بدم که نمي خواد حقيقت رو قبول کنه و با مشکلات دينداري زندگي کنه. که همه ي اين قوانين هم براي بهتر زندگي کردن است!

تصميمم رو عملي کردم...

خانوادم فقط تعجب کردن، چون از من توقع نداشتن. يه جورايي شيخ خونه بودم! مادرم که ناراحت شد و خواهرم هيچي نگفت.

بعدها گفت: ميدونستم در حال « شدن » هستي و داري يه حقيقتي رو جستجو مي کني. چون اصلا تيپم حزب اللهي بود يعني حتي بي چادر که شدم مانتو بلند و مقنعه بلند پوشيدم.

در اين مدت دوسه بار رفتم بيرون و اتفاقا گلزار شهدا هم رفته بودم و دانشگاه هنر!... اما مهماني و جاي ديگه نرفتم.

دوستانم که همه چادري بودن باورم داشتن و زياد باهام بحث نکردن. بيشتر مي خواستم تجربه کنم. يعني هنوز هم علت اصلي کارمو نفهميدم!! اصلا زياد طول نکشيد ولي باعث شد بيشتر به چادرم فکر کنم.

دوسه روز بي چادر شدن مزه ي تلخي داشت براي روحم.

دلم پر از عشق به حضرت زهرا بود و عملم بي روح و بي تناسب با او.

انگار وسط زمين و آسمان بودم. انگار نه مومن بودم و نه کافر. احساس نفاق مي کردم.

 انگار داشتم به بي بي مي گفتم مي خواهم با تو باشم، شبيه تو باشم،

ولي روزگار دست مرا مي گرفت و از کوچه ي بني هاشم دور و دورتر مي کرد و مي برد ....

مي برد به آن سمت خيمه هاي ياران ابا عبدالله در ظهر عاشورا.

 انگار به حضرت زينب مي گفتم مي خواهم با تو باشم ولي طوفان شب عاشورا مرا و چادرم را مي برد به سمت فرار به سمت دنياي رنگارنگي که نمي دانم کجا بود...

چادر براي بالاتر رفتن است.

بي چادر اگر پوششت کامل باشد بالا مي روي، ولي نه آنجا که بالاترين هايند.

ما به اين دنيا اومديم تا با اطاعت مطلق از فرامين خدا بريم بالاتر از آسمانها هرچه انتخابها دقيق تر ، بالاتر...

آخرش رعنا گفت: از چادرت چه خبر؟

گفتم: چادري را که با هزار خون دل، خاکي، ولي با بوي کهن ياس! ازکوچه ي بني هاشم يادگاري برداشتيم نمي توانم بگذارم به سادگي آن را باد ببرد. آن هم چه بادي! هوفه ي خالي! بي عطر وبويي از زيباترين گلستان هاي معنا.

نه رعنا چادر من تلافي غروبي ست که در آن روز به زور چادر از سر زنان حرم پيامبر کشيدند و غمش، بزرگترين غم زينب و سکينه شد. چادر من ميراث خون دلهاي خيمه نشينان ظهر عاشوراست، چادر سرکردنم به همين سادگي انتقام کربلاست!
***
هر که دارد هوس روح خدا بسم الله. وقتي ميشه خوبتر بود، خوب بودن به چشم عاشق ها ديگه به درد لاي جرز هم نمي خوره، بپا عقب نموني از قافله ي خوبترا، بالاترا!

آخ ! کاش يه روز همه معني واقعي پيشرفت رو بفهمن، کاش يک روز همه ي مردم جهان با شهدا آشنا بشن کاش به گوششون "عند ربهم يرزقون " برسه اينطوري هم دنيا حقيقتا آباد ميشه و هم مردم ...

ان شاء الله اون روز برسه که خدا همه ي مردم جهان رو با أنبيا و شهدا رفيق کنه... اميدوارم همه يه روز از دست شياطين آزاد بشيم و زمين رو پر از نور پرستش کنيم.... لا إله إلا الله
***
گفتي بيا بالاتر اما من هنوز اين پايين تنها نشسته ام در آروزي آن سفر بزرگ: رجعت!... شور انگيز ترين آرزوي دلهاي خو ناکرده به تبعيد گاه!
اينجا نشسته ام و همچنان اين سياه قديمي را با خودم يادگاري نگه داشته ام!...يادگاري بانوي جوان مقدسي که هم قدرش پنهان است و هم قبرش هنوز..

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1392ساعت 17:45  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 
 

عید سعید فطر مبارک باد

یا فاطر عیدی فطر ما را

تداوم معنویت - غیرت - حجاب و عفاف مقرر فرما

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1392ساعت 16:38  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

 

عاشورا حجت را برایم تمام کرد

با حجاب اعتماد به نفس دارم

 

عاشورا حجت را برایم تمام کرد/با حجاب اعتماد به نفس دارم ا

 

 

 

 

 

                                                                            

 

خلاصه ای از گذشته خود بیان کنید.

«دیانا تران گوسو» هستم که در خانواده ای مسیحی در ایالت تگزاس به دنیا آمدم. در ایام جوانی به کار تبلیغ دین مسیحیت در کلیسا مشغول بودم که ناگهان با دین اسلام آشنا شدم و پس از مطالعه و تحقیق در سن بیست سالگی اسلام را به عنوان دین خود بر می گزیدم. در امریکا فوق لیسانس ارتباطات می خواندم که با اوج گیری انقلاب اسلامی در ایران، امریکا را به قصد اروپا ترک کردم و پس از آن برای ادامه مطالعات درباره اسلام راهی ایران شدم و در شهر قم زندگی خود را آغاز کردم و سپس برای ادامه تحصیلات و تحقیقات راهی تهران شدم.

- چه چیز آن برای شما جالب بود و شما راغب به تحقیقات بیشتر می کرد با وجود اینکه خود شما یک مبلغ مسیحی بود؟

ما هم در مسیحیت موضوعی با عنوان پادشاهی خدا داریم که معتقد به ظهور حضرت مسیح و حاکمیت قوانین الهی می شود. همین موضوع با جریاناتی که آن روز در فضای جهانی بود و مطرح شدن مسئله امامت مرا خیلی جذب کرد. در مباحث امامت که پیش می رفتیم. من با یک نقطه اوج روبرو شدم و آن امام حسین بود. دائم موضوعات را با مسیحیت تطبیق می دادم.مثلاً به فداکاری و جانفشانی امام حسین که رسیدم آن را با رنج ها و سختی های مسیح تطبیق دادم. هر چه در موضوع امام حسین پیش می رفتم هیجانم برای دانستن این همه عظمت بیشتر می شد. امام حسین نقطه اصلی لحظات شگفت انگیز وجودم شد و با او متولد شدم. هر چه پیش می رفتم موضوعات جدی تر وجدیدتر گشوده می شدند. اول کاملاً گیر کرده بودم. من قبلاً در کلیسا مبلغ بودم. با نظام های تبلیغ آشنا بودم. با موضوعات اخلاقی و دینی انس داشتم اما در تمام آن موضوعات ابعاد عظمت عاشورا و امام حسین یک فضای متفاوتی را برای من گشود. فکر می کنم عاشورا حجت را برایم تمام کرد و تازه عمیق تر شروع به کنکاش کردم. 


حجاب در زندگی شما چه نقشی دارد و چه توصیه ای به دختران ایرانی دارید؟

من در آمریکا معلم بودم. زمانی یک پسر بچه سعی داشت حجاب مرا بردارد، آن زمان بود که نسبت به چرایی حجابم حساس شدم و بسیار روی آن فکر کردم و هزار برابر مصمم تر شدم بر مسیری که انتخاب کردم. حجاب یک قسمت از طرح کاملی است که اسلام برای بهتر زندگی کردن انسان معرفی کرده است. وقتی می بینم حجاب می تواند مرا از چه فاجعه هایی نجات دهد اعتماد به نفس خاصی پیدا می کنم و حس خوبی بدست می آورم که قوی و استوار می کند. من فکر می کنم ما وقتی می توانیم قدر داشته های خود را بدانیم که مدتی از بهره مندی از آنها بی نصیب شده باشیم.

متن کامل مصاحبه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1392ساعت 1:27  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

دختر آمر به معروف و ناهی از منکر در میدان پونک تهران، مورد حمله زن بدحجاب قرار گرفت.

به گزارش فارس، خانم شمس دختر 30 ساله‌ای است که یکشنبه 23 تیر ماه در پی امر به معروف و نهی از منکر به یک زن بدحجاب، مورد حمله وی قرار گرفت و مجروح شد.

وی گفت: «ساعت 5 بعدازظهر نزدیک مرکز خرید پونک با یکی از زنان بدحجابی که همیشه در این مرکز حضور دارند مواجه شدم و مثل همیشه بر حسب تکلیف دینی با یک جمله به آرامی به او گفتم: می شود حجابت را رعایت کنی»؟

خانم شمس افزود: هنوز به نقطه آخر آن نرسیده بودم که آن زن به طرفم حمله کرد و گلوی مرا فشار داد و با دست دیگر شروع به چنگ انداختن به صورتم کرد و در همان حال فریاد زد: این تو هستی که باید حجابت را برداری. شماها چند نفری بیشتر نیستید!

او ادامه داد: به هر طریقی بود خودم را از دست‌هایش جدا کردم. اما او همچنان به فحاشی‌هایش ادامه داد و بار دیگر به طرفم حمله‌ور شد و تلاش کرد چادر و روسری‌ام را از سرم بکشد هر چقدر او تلاش می‌کرد من هم مقاومت بیشتری می‌کردم حین این کار، بلند بلند فحاشی می‌کرد و می‌گفت‌

<< این تو هستی که باید حجابتو برداری، اینجا دیگه جای شماها نیست، این شماها هستید که باید از اینجا بروید، بمانید خودم چادر از سرتان می‌کشم و...>>

در این زمان دیگر صدای من هم بلند شده بود و تلاش می‌کردم که چادرم را روی سرم حفظ کنم.

به گفته خانم شمس علی‌رغم وجود کانکس کلانتری در سمت دیگر خیابان متأسفانه هیچ مأموری در محل درگیری حاضر نشد و آن زن با حضور مردم از محل دور شد در حالی که همچنان با صدای بلند فحاشی می‌کرد.

وی ادامه داد وقتی به اتفاق خانواده برای ارائه شکایت به کانکس کلانتری بازگشتم و از اینکه عکس‌العملی نشان نداده بودند گله کردم، آنها به من گفتند که حالا که این خانم رفته از چه کسی می‌خواهی شکایت کنی؟؟

اما گفتم من شکایتم از مسئولان است نه از این خانم.

پرسیدم گشت ارشادی که قبلاً روبروی این مرکز خرید می‌ایستاد کجاست؟

جوابم را این طور دادند که «دیگر گشت ارشاد جمع شده»؛ در حالی که گشت ارشاد نقش بازدارندگی داشت.

سربازی که در کانکس بود به من گفت که «ما فقط وظیفه داریم در اینجا مراقب باشیم که دزدی انجام نشود»!

 

ستاد حجاب :اين سنت الهي است كه اگر در هر چامعه اي امر به معروف و نهي از منكر ترك شود ظالمان و فاسدان بر آنها مسلط ميشوند. همه موظف هستيم اين واجب الهي را ترويج كنيم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1392ساعت 18:2  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

من از آن روز چادر سر کردم

فروشگاه خرید اینترنتی

امام خمینی (ره) چادر را حجاب برتر می دانستند و در خاطره یکی از همراهان امام راحل در «نوفل لوشاتو » می‌خوانیم:

 در مورد حجاب هم وقتی از فرانسه آمدم، هنوز با مانتو و شلوار و مقنعه بودم.

یک بار در مهران، پایم صدمه دید و من با عصا و با همان مانتو و شلوار خدمت امام رفتم تا گزارش بدهم.

امام فرمودند: اگر چادر ندارید، بگویم احمد برایتان بخرد.

عرض کردم: نه حاج آقا! چون به کوه می‌رفتم و اسلحه روی دوشم بود و فشنگ به کمرم و قمقمه به پهلویم و گاهی هم باید سه‌پایه تیربار را روی دوش می‌گرفتم، چادر سرکردن برایم دشوار بود.

 فرمودند: چادر برای زن بهتر است.

« و من از آن روز چادر سر کردم.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1392ساعت 17:26  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

مخالفت آشکار با حجاب در قالب توجیهات سکولاریستی

حجاب ، عفاف ، دکتر حسن روحانی ...

 دکتر روحانی: به نظرم، عفیف بودن چیزی فراتر از حجاب داشتن است. .
 
به نظر من اگر زنی یا مردی حجاب رسمی مد نظر ما را رعایت نکند، عفیف بودنش زیر سؤال نمی‌رود..
 
 قبل از انقلاب زنان زیادی در جامعه ما حجاب نداشتند، ولی آیا انسان‌های عفیفی نبودند؟
 
من هشدار می‌دهم که حجاب را عین عفاف ندانیم.
 
به نظر من زنان زیادی از جامعه ما حجاب مطلوب قانون را ندارند، ولی عفیف هستند.
 
عفت شاخص‌های زیادی دارد. کما این‌که می‌توان کسانی را هم یافت که ظاهر مطابق قانون دارند و حجاب دارند (چه مرد و چه زن) ولی اصول عفت را رعایت نمی‌کنند.
 
بنابراین تاکید ما باید بر عفت باشد. باید ببینیم عفت را چه چیزی تهدید می‌کند.
 
به نظر من عفت مردم ما را فقر اقتصادی و ناتوانی در ازدواج، بیشتر تهدید می‌کند تا رعایت حجاب مطابق استانداردهایی که عده‌ای دوست دارند و تعریف کرده‌اند..
 
این را چرا گفتم؟ چون یک عده‌ای فکر می‌کنند اگر جوانان با هم کوه بروند، در یک مراسم شادی شرکت کنند، یا در خیابان با هم قدم بزنند، عفت جامعه خدشه‌دار می‌شود.
 
اما واقعیت این است که عفت را چیزهای مهم‌تری تهدید می‌کند.
 
برخی از برخوردها هم ناشی از نگاه پلیسی و امنیتی به جامعه است، نگاهی که همه چیز را سیاسی می‌بیند.
 
در حالی که اجازه دادن به برگزاری برخی مراسم، شدت کنش و دیدگاه سیاسی را کاهش می‌دهد..
 
در ضمن، مطمئن باشید که در ایده‌آل‌های جمهوری اسلامی، نفی شادی و نشاط نبود. در هیچ کدام از شعارهای ابتدای انقلاب شما شعار علیه شادی و شور جوانی پیدا نمی‌کنید.
 
ببخشید :آقای روخانی عفاف چیست و آن را چه قرض کرده اید که 
 
در اختلاط دختر و پسر های نامحرم در کوه و مجالس شادی و پارتی ها و 
 
خیابانگردیها خدشه دار نمیشود؟؟؟
 
یادمان نرفته توصیه های آقای هاشمی برای استفاده از مانتو های رنگی
 
به جای چادر و دوچرخه سواری دختران در خطبه های نماز جمعه و
 
ترویج بی عفتی ها و تهاجمهای سهمگین به همه ارزشهای اسلامی
 
بالخصوص به عفاف و حجاب در دوران اصلاحات خانمی...
 

خداوند به داد فرهنگ اسلامی حجاب برسد

 در دوره مجدد حکومت روشنفکران سکولار


+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1392ساعت 11:57  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

حذف دختر فلسطيني در جشنواره شعر امارات

 به دليل بر نداشتن حجاب

 

به گزارش «خبرگزاري دانشجو»، يک دختر فلسطيني که در جشنواره شعر امارات شرکت کرده بود، به اين دليل که حاضر نشد حجاب خود را مقابل داوران جشنواره بردارد، از مسابقه حذف و به غزه بازگردانده شد.

انجمن نويسندگان و شاعران فلسطين نيز با انتقاد از رفتار توهين‌آميز داوران اين جشنواره، گزارش داد،‌«عفاف محمد رجب الحساسنه» دختر شاعر فلسطيني که در مرحله چهارم مسابقات بين‌المللي امير الشعرا در ابوظبي شرکت کرده بود، موفق به صعود از مرحله نخست شد و به جمع دويست شاعر برتر کشورهاي عربي پيوست، ولي در اين مرحله هيأت داوران شرط باقي ماندن او در رقابت را برداشتن حجاب عنوان کردند که با مخالفت شاعر مواجه شد.

«عفاف الحساسنه» پس از امتناع از برداشتن حجاب،‌از رقابت خارج شد و به غزه بازگشت.

 بعد از انتقادهاي زياد در کشورهاي منطقه نسبت به اين اقدام هيأت داوران جشنواره شعر امارات، کميته برگزاري اين مسابقات اعلام کرد، اگرچه داوران از او خواستند که حجابش رابردارد، اما او بخاطر امتناعش اخراج نشد و علت حذفش، اشکالاتي بود که در شعر او وجود داشت.اغلب اشعار اين دختر فلسطيني درباره فراموش شدن فلسطين در ميان جوامع عربي است و در شعري که براي مسابقه ارائه کرده بود، شخصيت‌هاي عربي را که ادعاي پيشرفت و رهبري جهان عرب دارند، بي‌غيرت توصيف کرده بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1392ساعت 20:44  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

مرد خدایی

 

برادرم ، من در این گرمای تابستان چادر سر میکنم ، سخت است ولی تنها 3 ماه است ، چادر آزادی حرکت و دستانم را می گیرد ، سخت است ولی نه زیاد،

چادر سر کردن مسئولیت می آورد و انتظار ، ولی تمام اینها سخت تر از کار تو نیست ، سخت تر از کار تو نیست که باید در تمام طول سال سر به زیر راه بروی و از میان شیاطین متحرک کوچه ها و خیابان ها، از میان بانوانی که نتوانسته اند خودنماییشان را کنترل کنند ، سالم رد شوی ،

از کار تو سخت تر نیست که همیشه باید مراقب خودت باشی وقتی می خواهی بیرون بروی یا فیلمی ببینی یا به اینترنت وصل شوی ، زیرا شیاطین برایت کمین کرده اند .

 از کار تو سخت تر نیست که در این هجوم بی مهابای وسوسه های دلفریب و پلیدی های نا جوانمردانه باید پاک باقی بمانی.

و خداوند مرد را قوی آفرید زیرا وظیفه ات بسی سنگین تر است

و اگر در این آزمون ها پیروز شدی ،مردی خدایی میشوی!




منبع:وبلاگ زینت زن=حفظ حجاب
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1392ساعت 17:47  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

آب و آتش

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392ساعت 18:47  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

طاقت ندارم یه تارموی زیبات رو نامحرم ببینه

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
خواهرم شش سال از من بزرگتره وهر دومون دانشجوییم.خواهرم تا پایان دوره لیسانس تو شهر خودمون دانشجو بود و برای فوق لیسانس به یک شهر بندری که ازشهر خودمان دور بود رفت و آنجا با همکلاسی اش خانه اجاره کردند. اواخر ترم دوم دانشگاهش بود که پدر هم خانه ای اش فوت کرد و به علت حساسیت خانواده من آن مدت را رفتم کنار خواهرم بمانم تنها نباشد.

خواهرم که میخواست به من بد نگذرد هرروز برنامه ای میریخت که با هم بریم بیرون گردش.

روز اول قرار بود ساحل رونشونم بده برا همین آماده شدیم برویم. خواهرم با خوشحالی گفت: داداش آماده ای بریم؟

 ولی برای اولین بار دیدم چادر نپوشیده و بدتر اینکه حجابش درست نیست…

 خدا میداند آن لحظه ازناراحتی بغض کردم. اصلا انتظار نداشتم…با صدایی لرزان گفتم: 

اینجوری میخوای بیای؟ چادرت کجاست؟

گفت:اینجا بارون زیاد میباره چادر خیس میشه نمیشه پوشید. اون لحظه مونده بودم که چطور به خواهری که ۶ سال ازمن بزرگتره و حق بزرگی به گردنم داره امر و نهی کنم؟؟؟

با ناراحتی گفتم من ساحل نمیام و رفتم تو خونه!

 خواهرم جا خورد و اومد داخل و گفت: چرا یکدفعه اینقدر منقلب شدی؟ به خاطر چادر من؟


من که هرگز به خودم اجازه نمیدادم به خواهر بزرگم دستور بدم فقط با صدای آروم گفتم: 

طاقت ندارم یه تارموی زیبات رو نامحرم ببینه…

خواهرم هم نشست کنارم و یه نیم ساعتی حرف زدیم. درسته که چادرش رو نپوشید ولی قبول کرد که حجاب کامل رو بگیره و بعد ازپوشیدن ساق ها و مقنعه
باهم رفتیم بیرون و خدا را شکر روزهای بعد که بیرون می فتیم نیازی به صحبت دراین باره نبود.

حالا با خودم فکر میکنم که اگر نسبت به همه مردان و زنان بی حجاب مسلمان چنان دلسوزی داشتیم که به برادر وخواهر خود داریم چقدر امر و نهی ما موثر می افتاد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1392ساعت 20:10  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

السلام علیک یا روح الله

 

q3774_baner20rehlat20emam.jpg

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1392ساعت 19:58  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

 

عکس های خفن

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392ساعت 21:36  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

گناه بزرگى كه تمدن غرب در مورد جنس زن مرتكب شده است

بيانات رهبري در ديدار جمعى از مداحان  ۱۱/۰۲/۱۳۹۲ 

 گناه بزرگى كه تمدن غرب در مورد جنس زن مرتكب شده است، نه به اين زودى قابل پاك شدن است، نه به اين زودى قابل جبران شدن است، حتّى نه به‌آسانى قابل بيان كردن است.

يكى از طبايع تمدن غربى، فريب است؛ دوروئى، نفاق، دروغگوئى، تناقض در رفتار و گفتار؛ در قضيه‌ى زن هم عيناً همين جور است.

 آنها متأسفانه فرهنگ رائج خودشان را در كل دنيا گسترش داده‌اند. امروز در دنيا كارى كرده‌اند كه يكى از مهمترين وظائف زن - اگر نگوئيم مهمترين وظائف - اين است كه جلوه‌گرى كند، زيبائى‌هاى خودش را در معرض التذاذ مردان قرار دهد؛ اين شده خصوصيت حتمى و لازم زن! متأسفانه الان در دنيا اينجور شده.

در رسمى‌ترين مجالس - مجالس سياسى، مجالس گوناگون - مردها بايد با شلوار بلند بيايند، بايد با لباس پوشيده بيايند، اما زنها هرچه برهنه‌تر و عريانتر بيايند، اشكالى ندارد! اين عادى است؟ اين طبيعى است؟ اين يك حركت بر طبق طبيعت است؟

 آنها اين كار را كردند. زن بايد خودش را در معرض ديد مرد قرار دهد، براى اينكه مايه‌ى التذاذ مرد شود! ظلمى از اين بالاتر؟ اسم اين را گذاشته‌اند آزادى، اسم نقطه‌ى مقابلش را گذاشته‌اند اسارت!

 در حالى كه احتجاب زن، حجاب قرار دادن زن براى خود، تكريم زن است؛ احترام زن است؛ ايجاد حريم براى زن است. اين حريم را شكستند و دارند روزبه‌روز هم بيشتر ميشكنند؛

اوّلين يا شايد يكى از اوّلين آثار سوئى كه اين مسئله گذاشت، ويران كردن خانواده بود؛ 

 مشكلاتى كه امروز در غرب وجود دارد، اين قانونهاى ابلهانه و خباثت‌آميزى كه اينها در زمينه‌ى مسائل جنسى دارند ميگذرانند، اينها را به ته درّه دارد حركت ميدهد. اين انحطاط، قابل جلوگيرى هم نيست؛ اينها محكوم به سقوطند. تمدن غربى چه بخواهد، چه نخواهد، ديگر قادر نيست جلوى اين سقوط را بگيرد. 

عکس های خفن

زن پيش خداى متعال مثل مرد است.

 در طى مراتب معنوى و الهى، بين اين دو جنس هيچ تفاوتى نيست.

خداى متعال در تاريخ زنى مثل فاطمه‌ى زهرا (سلام اللَّه عليها) مى‌آفريند كه امام عسكرى يا امام هادى (عليهما السّلام) ميفرمايند: «نحن حجج اللَّه على خلقه و فاطمة حجّة اللَّه علينا». 

 در اين جاده‌ى تكامل و تعالى، آن كه حركت ميكند، انسان است. در حقوق اجتماعى، فرقى بين زن و مرد نيست. در حقوق شخصى و فردى، بين زن و مرد تفاوتى وجود ندارد.

در چند مسئله‌ى اختصاصىِ شخصى امتيازاتى به زن داده شده است، در چند مسئله امتيازاتى به مرد داده شده؛ آن هم بر اساس اقتضاى طبيعت زن و مرد؛ اين اسلام است؛

  مادران با زندگى كردن، فرزند تربيت ميكنند. هرچه زن صالح‌تر، عاقل‌تر و هوشمندتر باشد، اين تربيت بهتر خواهد شد.

 همه ميدانند؛ بنده عقيده ندارم به اين كه زنها نبايد در مشاغل اجتماعى و سياسى كار كنند؛ نه، اشكالى ندارد؛ اما اگر چنانچه اين به معناى اين باشد كه ما به خانه‌دارى به چشم حقارت نگاه كنيم، اين ميشود گناه.

 خانه‌دارى يك شغل است؛ شغل بزرگ، شغل مهم، شغل حساس، شغل آينده‌ساز. 

فرزندآورى يكى از مهمترين مجاهدتهاى زنان و وظائف زنان است؛ چون فرزندآورى در حقيقت هنر زن است؛

احترام زن و تكريم زن، يك مسئله است - رفتار با زن بايد احترام‌آميز، محبت‌آميز، همراه با نجابت و همراه با عفت باشد.

    روز زن و روز مادر كه خوشبختانه در نظام جمهورى اسلامى

 انطباق پيدا كرده است با روز ولادت برگزيده‌ى خلقت،

حضرت فاطمه‌ى زهرا (سلام اللَّه عليها)،

بايد همه را توجه دهد به اين نكات.

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392ساعت 12:35  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

بانوي محجبه را به دندانپزشكي راه ندادند

يك بانوي محجبه در فرانسه به صرف داشتن پوشش اسلامي از مداواي دندان خود بازماند.

يك بانوي محجبه در فرانسه هنگامي كه براي مداواي دندان خود به دندانپزشكي در شهر بزيير مراجعه كرده بود، تنها به دليل داشتن پوشش اسلامي با خودداري پزشك از انجام مداوا مواجه شد.

پزشك معالج اين بانوي مسلمان با وجود اصرار اين شخص، از انجام مداوا خودداري كرد و از وي خواست حجاب خود را بردارد.

وي علت اين كار خود را غير قابل پذيرش بودن و غير بهداشتي بودن پوششي دانست كه بانوي محجبه فرانسوي بر سر داشت!

اين بانوي مسلمان كه به تازگي پوشش اسلامي را انتخاب كرده بود از اين امر اظهار تعجب و به كميته مقابله با اسلام هراسي در فرانسه (CCIF) شكايت كرد.

كميته مقابله با اسلام هراسي در فرانسه نيز از اين اقدام تبعيض آميز ابراز تأسف و اين بانوي مسلمان را به پيگيري مجدانه اين پرونده دعوت كرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت 22:41  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

 

السلام علیک یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها

عکس

حضرت زهرا سلام الله علیها در اواخر عمر شان نگران و غمگین بودند از اینکه به هنگام تشییع پیکرشان ُ حجم بدنشان در منظر نامحرمان قرار گیرد.

عکس

آیا  ما هم که اینهمه اظهار ارادت به حضرت زهرا سلام الله علیها مینماییم   نگران و ناراحت حجاب و عفاف بانوان و نوامیس خود هستیم؟

عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392ساعت 18:9  توسط سید حمید موسوی شبستری  | 

 برای تعظیم مقابل حجاب حضرت زهرا(س) باید زانو زد

عکس

دخترک رو به من کرد و گفت:واقعا آقا؟!

گفتم:ببخشید چی واقعا؟!

گفت:واقعا شما بچه بسیجی ها از دخترای چادر به سر بیشتر از ما خوشتون میاد!

گفتم:بله

گفت:اگه آره، پس چرا پسرایی که از ما ها خوششون میاد از کنار ما که میگذرند محو ما میشن، ولی همین خود تو و امثال تو از چند متری یه دختر چادری که رد میشیدفقط سر پایین میندازید و رد میشید!

گفتم: آره راست میگی، سر پایین انداختن کمه!

گفت:کمه؟ببخشید متوجه نمیشم؟

گفتم: برای تعظیم مقابل حجاب حضرت زهرا(س) باید زانو زد حقاکه سرپایین انداختن کمه.

عکس

برداشت از http://www.tanhaii345.blogfa.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1392ساعت 15:26  توسط سید حمید موسوی شبستری  |